قدیمی‌ها می‌گفتند، آدم باید پخته شود. این پخته شدن به معنای جوشیدن در دمای بالا نیست. منظورشان رشد و تکامل است که مانند تبدیل مواد خام به یک غذای خوشمزه و سالم، انسان را به کمال می‌رساند. در زندگی موقعیت‌هایی پیش می‌آید که فرصت پخته شدن بیشتر است. مثل همین جنگ رمضان دوست‌داشتنی... اسم جنگ با اسامی کشته و خسارت و سختی همراه است نه با لفظ دوست‌داشتنی. دوست‌داشتنی نتیجه جنگ است. هیچ برنج و لوبیا و گوشتی دوست ندارد در دمای بالا حرارت ببیند اما وقتی می‌داند نتیجه آن حرارت دیدن یک غذای خوشمزه است، درد را می‌پذیرد و تن به این سختی می‌دهد.
نتیجه جنگ، انسان‌سازی است. منظورم از نتیجه، آخر یا پایان نیست. نتیجه برای من یعنی خروجی یا دستاورد یا پیامد یا محصول. پس جمله‌ام را اصلاح می‌کنم. دستاورد جنگ، انسان‌سازی است. زیاد شدن ظرفیت مادی و معنوی انسان‌هاست. مخصوصا که این جنگ در ماه رمضان و علیه شقی‌ترین دشمن خدا یعنی قوم سرکش بنی اسرائیل و ظالمان آمریکایی باشد. زیاد گفته‌اند که رنج، انسان را به رشد می‌رساند. مراجعه کنید به صفحه «رنج و رشد»یا صفحه «ما و رب»
در جنگ به سطوح بالاتر انسان بودن دست پیدا می‌کنیم. به قول خارجی‌ها لِوِل‌آپ می‌شویم. این سطوح بالاتر چیست؟ و آیا برای همه یکسان است؟ با همین سؤال به دوست‌داشتنی‌ترین قسمت جنگ می‌رسیم. تصور کنید یک مدرسه برای رشد دانش‌آموزان‌ش بخواهد چند کلاس اضافه‌تر برگزار کند. مثلا کلاس کار با رایانه و کلاس مهارت حل مسئله. مشکل این کلاس‌ها چیست؟ اولین و مهم‌ترین مشکل این است که شاید دانش‌آموزی مهارت حل مسئله را از قبل بلد باشد، یا اینکه کار با رایانه به هیچ درد آینده دانش‌آموز دیگری نخورد. اصلا سطوح تسلط این دانش‌آموزان با هم متفاوت است. مشکلات دیگری هم وجود دارد. مثلا ممکن است دانش‌آموزی یکی از جلسات را غایب شود یا اصلا در کلاس باشد و به درس توجه نکند. ممکن است معلم درس را خوب توضیح ندهد. شاید مدرسه امکانات لازم برای برگزاری کلاس را نداشته باشد. اینجا به قدرت فوق‌العاده انسان‌سازی و رشددهی جنگ پی می‌بریم. خداوند بواسطه این جنگ، برای هر کس یک برنامه رشد شخصی‌سازی شده می‌چیند و طوری او را درگیر می‌کند که ابعاد مختلف او به طور کامل رشد پیدا کنند. در سختی جنگ، نقطه ضعف‌های هر کس نمایان می‌شود. مثل زمانی که مریض می‌شویم و ویروس دقیقا سراغ قسمت ضعیف‌تر بدن ما می‌رود. راه غیبت و فراری هم وجود ندارد. همه انسان‌ها، در این دوره آموزشی فشرده حضور پیدا می‌کنند و ناخودآگاه بطور کامل درگیر دروس انسان‌سازی خدا می‌شوند.
کوره انسان‌سازی جنگ، واحدهای آموزشی متفاوتی دارد. برخی که درک بالاتری داشته باشند، این واحدها را با سرعت بیشتری طی می‌کنند و برخی لازم است تا یک واحد را چندین بار آموزش ببینند. در ادامه، به تعدادی از واحدهای شخصی شده برای خودم در دوره انسان‌سازی خدا به نام «کوره انسان‌پزی جنگ» می‌پردازم:


۱. جنگ جای تنبلی نیست. آن‌جایی که صدای صوت قبل از برخورد موشک‌ها به خانه‌ات را می‌شنوی، هیچ کس نمی‌گوید حوصله ندارم فرار کنم. آن‌جا که دشمن با تمام قوا پشت مرزهای کشورت کمین کرده. آن‌جا که خائنین داخلی با نهایت نفاق منتظر فرصتی برای نابود کردن خانه و کاشانه‌ات هستند، حاضر می‌شوی بیست روز و حتی بیشتر، هر شب از خانه‌ات بیرون بیایی و در خیابان پرچم تکان بدهی. حاضری بیست روز و حتی بیشتر با زبان روزه، ظهر تا شب پای کار بسیج گشت بزنی. جنگ کسالت و رخوت انسان‌ها را از بین می‌برد همان طور که طنین «الله اکبر»های بعد از جنگ مردم خیلی بلندتر از قبل از جنگ آن‌هاست.
۲. جنگ یعنی دشمن مشترک. یعنی رها کردن اختلافات مسخره. ما انسان‌ها به دنبال بهانه می‌گردیم تا از هم ناراحت شویم. انگار اینکه بگوییم «من با فلانی حال نمی‌کنم» یک جورایی کلاس دارد. باحال است. جنگ جای این سوسول‌بازی‌ها نیست. در جنگ همه باید عاشق هم باشند علیه یک دشمن مشترک. در جنگ اضطراب موقعیت نداریم. حسادت نداریم. هم‌درد و هم‌دل هستیم.
۳. جنگ صبر و استقامت می‌خواهد. در جنگ یاد می‌گیریم قرار نیست خیلی زود به آنچه دلمان می‌خواهد برسیم. در جنگ یاد می‌گیریم گلی که در دقیقه ۳۰ و ۴۰ و ۵۰ یک بازی ۹۰ دقیقه‌ای بخوریم به معنای شکست نهایی نیست. باید صبر کنیم. باید در اوج شکست و ناامیدی به تلاش خود ادامه دهیم. همان طور که آقای خامنه‌ای می‌گفتند:«تا آن وقتی که می‌توانید مبارزه کنید؛ وقتی دیدید که دارید شکست می‌خورید، باز هم مبارزه کنید؛ تا برسید به آن لحظه‌ای که دیگر یقین پیدا می‌کنید که هان! حتما شکست خواهم خورد؛ باز هم مبارزه کنید. وقتی در آن لحظه‌ای که یقین دارید شکست می‌خورید باز هم به تلاش و کوشش و مبارزه خود ادامه دهید، آن وقت پیروزی و فتح نصیب‌تان خواهد شد».
۴. جنگ جای آدم پر ایمان است نه حتی با ایمان. در جنگ ایمان خالی به درد نمی‌خورد. باید پر از ایمان به رب باشی. اینکه رب حواسش به تمام لحظات زندگی ما هست. اینکه شهادت، مرگ تاجرانه است. اینکه رب، آب و نان می‌رساند. اینکه وَ ما رَمَیتَ إِذ رَمَیتَ. اینکه حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ. در جنگ یاد می‌گیریم که همه چیزمان را با خیال راحت بسپریم به رب.
۵. جنگ خودمان را به خودمان می‌شناساند. اصلا این جنگ مثل آینه عمل می‌کند. از آینه هم آینه‌تر است. هیچ آینه‌ای نمی‌تواند درون انسان را به خودش نشان دهد ولی جنگ چیزهایی را از درون‌مان بیرون می‌کشد که شاید هیچ وقت قرار نبوده به وجود آن‌ها پی ببریم. در جنگ متوجه می‌شویم، چه ویژگی‌های اخلاقی و شخصیتی خوب و بدی داریم. تا الان چگونه زندگی کردیم. از این جا به بعد باید چگونه زندگی کنیم. ارتباط‌مان با خدا، مردم و خودمان چگونه بوده است. در جنگ دست‌مان برای خودمان رو می‌شود.
۶. در جنگ گناه فرصت کم می‌شود. وقتی چشم در چشم مرگ می‌ایستی، می‌خوابی و تنفس می‌کنی، جرات سرکشی کم می‌شود. هر لحظه احتمال می‌دهی نفر بعدی تو باشی. با خود می‌گفتم اگر بدون گناه مورد اصابت گلوله دشمن قرار بگیریم، شهید می‌شویم. اگر با گناه مورد اصابت قرار بگیریم چه؟ دوستی گفت آن موقع شهید نمی‌شوی. می‌میری. حتی اگر تمام شهر به تو شهید بگویند، تو بخاطر گناهانت مرده‌ای. در جنگ خودمان را جمع و جور می‌کنیم. وصیت‌نامه می‌نویسیم. با خدا بیشتر حرف می‌زنیم. واجبات‌مان را بهتر انجام می‌دهیم تا اگر قرار به سفر آخرت شد، توشه کامل‌تری داشته باشیم. جنگ گناه نکردن را آسان می‌کند.
۷. صرفه جویی در جنگ آسان‌تر است. اصلا حواسمان جمع می‌شود. به خودمان می‌آییم طوری که انگار کسی توی صورت‌مان سیلی زده باشد. هنگام جنگ یاد می‌گیریم در همه چیز صرفه‌جویی کنیم. از زمان گرفته تا غذا و آب. شاید نیاز به سال‌ها کار فرهنگی و تربیتی بود برای اینکه به آدم‌های چشم و دل سیر شهرنشین بفهمانیم چطور درست زندگی کنند، اسراف نکنند و تجمل‌گرایی را کنار بگذارند اما در همین چند روز جنگ، خیلی‌ها فهمیدند که می‌شود بدون این ادا و قر و فرها هم به زندگی ادامه داد.


جنگ، کوره انسان‌پزی خداست. برنامه فشرده‌ایست تا انسان‌ها راه هزار ساله را در چند شب طی کنند. من به عنوان یک معلم عینکی ساده، اعتقاد شدیدی دارم که این فرصت رشد و کمال، تا سال‌ها برای مردم ما تکرار نخواهد شد و هر که از این فرصت استفاده نکند، حسابی ضرر خواهد کرد. امروز که این متن را منتشر می‌کنم، در مهم‌ترین قسمت از تاریخ انسان‌ها قرار داریم و این جنگِ بین تمام حق و باطل، ان‌شاءالله با پیروزی قطعی ما همراه خواهد بود. به حول قوه الهی، ان‌شاءالله