در قسمت قبل، در مورد فرایند گروهبندی در مدرسه هاگوارتز صحبت کردیم. در این بخش میخواهیم به مکانهای مختلفی که در مدرسه خیالی هاگوارتز وجود دارد، بپردازیم. این یادداشت به عنوان یک تمرین یا تجربه ذهنی، با هدف ایدهپردازی و پرورش خلاقیت نوشته شده و هیچ اصالتی به خود داستان هری پاتر و عناصر آن نمیدهد. همچنین در این یادداشت، با نگاه مدرسهای، صرفا به ایدههای آموزشی و تربیتی داستان هری پاتر پرداخته میشود.
قسمت دوم - مکانها
در مدرسه داستان هری پاتر، مکانهای مختلفی از کلاس و خوابگاه تا زمین بازی و سالن اجتماعات به تصویر کشیده میشود. با بررسی هر یک از این مکانها میتوانیم به ایدههای مختلفی جهت رشد و بهبود شرایط مدارس خودمان برسیم.
کلاسها: در مدرسه هاگوارتز، از کلاس حوصلهسر بر تاریخ جادوگری تا کلاس جذاب دفاع در برابر جادوی سیاه را تجربه خواهید کرد. شاید جذابترین ویژگی این کلاسها، تغییر محیط کلاس، متناسب با موضوع هر درس باشد. مثلا برای کلاس معجونسازی باید وارد دخمه اسنیپ شوید. برای کلاس گیاهانشناسی خانم اسپراویت باید به گلخانه بروید. برای کلاس نجوم به برج نجوم بروید. برای کلاس پیشگویی به دفتر خانم ترلاونی و برای کلاس نگهداری از موجودات جادویی به کلبه هاگرید یا جنگل. جالبتر اینکه محل زندگی اساتید نیز در همین کلاسها قرار دارد. کپی برداری از این سبک شاید در مدارس ما غیرقابل اجرا باشد اما حداقل میتوانیم با اختصاصی کردن محیط هر کلاس، کمی جذابیت آن را بیشتر کنیم. با این روش، حداقل دانشآموزان از صبح تا بعد از ظهر در یک محیط کسلکننده و تکراری نخواهند بود و فرصتهای آموزشی بیشتری را تجربه خواهند کرد. میتوانید دیوارهای کلاس ریاضی یا تاریخ یا فیزیک را تصور کنید که از تصاویر، وسایل و نمادهای مرتبط پر شده است.
کتابخانه: در داستان هری پاتر کتابخانه اهمیت زیادی دارد. تقریبا برای حل هر مشکلی، بشرط اینکه اینترنت و هوش مصنوعی وجود نداشته باشد، سراغ کتابخانه میرویم. البته کسی مثل هرمیون (شخصیت اصلی و دختر داستان) باید باشد تا بقیه دانشآموزان را به استفاده از کتابخانه تشویق کند. محیط کتابخانه را هم که نگویم، قفسههای بزرگ کتاب با میزهای مطالعه و مسئولی که خیلی جدی حواسش به آرامش محیط کتابخانه هست. بارها در طول داستان میشنویم که دانشآموزان برای انجام تکالیف خود به کتابخانه میروند. این به معنای آن است که یا محیط کتابخانه برای انجام تکالیف مناسب است یا اینکه اساتید در انجام تکالیف به منابع کتابخانه ارجاع دادهاند و دانشآموز برای انجام تکلیفش باید سراغ منابع مختلف برود و به این واسطه کلی مطالب مفید بیاموزد. نیازی به یادآوری نیست که در بیشتر مدارس ما کتابخانهای وجود ندارد یا اگر وجود دارد، بهتر است جمعش کنند!

زمین بازی: این را که دیگر نگویم. یک زمین بازی بزرگ، با مکانهای مناسب برای تماشاگران و رختکن و ابزارهای لازم برای تمرین. خانم رولینگ، با تصویرسازی بازی کوییدیچ، به مدیران مدارس ما تذکر میدهد که اگر شما ورزش را جدی نگیرید، دانشآموزان هم جدی نخواهند گرفت. تاثیر تربیتی بازی کوییدیچ در تمام داستان به طرز باورنکردنی، عمیق و گسترده است. استفاده از جاروی پرنده، استقامت، هماهنگی و کار تیمی، چیدن استراتژی و تمرین زیاد، از مهمترین درسهایی است که یک بازیکن کوییدیچ در طول این بازی یاد میگیرد و همین آموختهها در مبارزه با دشمن اصلی به کارشان میآید. با جدیت میگویم برای اینکه بچهها ورزشکار یا علاقهمند به ورزش شوند، نیاز نیست مثل انیمههای ورزشی ژاپنی هزار جور انجمن ورزشی و زمین بازی داشته باشیم. میتوانیم روی یک ورزش رایجتر و عمومیتر سرمایهگذاری کنیم و به همان ورزش حسابی برسیم و بها بدهیم.
خوابگاهها: هاگوارتز مثل خانه دانشآموزان است. یعنی غیر از تابستان و کریسمس، دانشآموزان تمام زمان خود را در مدرسه سپری میکنند. همین باعث میشود تا محل زندگی آنها (نه محل تحصیل) یعنی خوابگاه و اتاق نشیمن اهمیت زیادی پیدا کند. در این مدرسه جادویی، هر ۶ دانشآموز در یک خوابگاه زندگی میکنند. خوابگاه پسرها و دخترها از هم جداست و هیچ کدام اجازه حضور در خوابگاه دیگری را ندارد. به گمانم، در نگاه تربیتی ما، این میزان فاصله گرفتن دانشآموزان از خانواده درست نباشد، اما اینکه بتوانیم در هر هفته ۱ یا ۲ شب دانشآموز را در مدرسه نگه داریم، به شرط برنامهریزی صحیح برای این زمان خالی، بسیار سودمند خواهد بود. این فعالیت، به امکانات زیادی هم نیاز نخواهد داشت. یک نمازخانه یا حتی کلاس درسی که بتوان داخلش فرش انداخت کافیست. در این شبمانی هفتگی، فرصتهای تربیتی و آموزشی بسیار زیادی وجود خواهد داشت.
سالنها و راهروها: این مورد از آن ویژگیهای مورد علاقه من در مدرسه هاگوارتز است. من با محیط مدارس خودمان از پایه و اساس مشکل دارم. محیط بسته، دیوارهای سفید و بیرنگ، وسایل کثیف و خراب، نور کم و دلگیر. جذابترین قسمت فضاسازی هاگوارتز، دیوارهای راهروهای مدرسه است. روی این دیوارها، بصورت فشرده و چسبیده بهم، تابلوی تصاویر شخصیتهای مختلف نصب شده است. همچنین تم کلاسیک دیوارها و محیط، حس اصیل بودن خاصی به دانشآموز میدهد. من نمیگویم همین ویژگی را در دقیقا در مدارس خودمان پیاده کنیم، ولی این مدل بدون هویت بودن هم خوب نیست. حداقل عکسی، تابلویی، بنری چیزی روی دیوارهای خالی مدارس باشد تا کمی محیط را پرمعناتر کند. اگر بتوان این فضاسازی را هدفمند و از پیش فکر شده، طراحی کرد که چه بهتر.
سرسرای بزرگ: در هاگوارتز، یک سالن اجتماعات بزرگ وجود دارد که دانشآموزان برای خوردن وعدههای غذایی، یا مراسمها و جشنهای بزرگ داخل آن جمع میشوند. این سرسرای بزرگ شامل چهار میز بزرگ برای هر گروه و یک میز برای اساتید است. در این ساختار، میز اساتید از دانشآموزان جداست اما در کنار هم غذا میخورند و با هم هستند. این همراهی اساتید و دانشآموزان، با حفظ حریم اساتید، میتواند ضمن ایجاد فرصتهای تربیتی، احساس بهتری به دانشآموزان بدهد. در مدارس ما، بیشتر اوقات نمازخانه، نقش این سرسرا را ایفا میکند. چه بهتر که با برنامهریزی و ساختارمند کردن محیط و فعالیتهای نمازخانه، این مکان را به محیطی آرامشبخش و جذاب برای دانشآموزان تبدیل کنیم.
فضای طبیعی: بر خلاف مدارس ما که شبیه جعبه چوب کبریت هستند و هیچ فضایی برای فعالیت دانشآموزان ندارند، در هاگوارتز شما به طبیعت متصل هستید. در کنار شما یک دریاچه قرار دارد. آن طرفتر جنگل است. در مدرسه تا بخواهید فضای طبیعی و نامحدود برای رفت و آمد هست. یکی از مهمترین مشکلات هاگوارتز را جدا شدنش از جامعه جادوگری، یعنی همان جایی که دانشآموز قرار است تا آخر عمر زندگی و کار کند، میدانم. برای مدارس ما، با وجود اینکه فراهم کردن شرایط محیطی هاگوارتز تقریبا غیر ممکن است اما از جهت ارتباط با جامعه و محیط زندگی دانشآموز فرصت خوبی را برای تربیت فراهم میکند.
نویسنده این یادداشت معتقد است که مجموعه هری پاتر یک راهنمای ناقص و پر ایراد است و همچنین این یادداشت، صرفا به عنوان یک تمرین ذهنی، از ایده جذاب یک نامسلمانِ غیر بومی نوشته شده است.

دیدگاه خود را بنویسید